آخرین مقالات

اصل 10/90

استفن كاوي از شناخته شده ترين معماران موفقيت ذهني قرن بيستم است كه مطلب زير را در مورد اصل 90/10 و استفاده از آن براي ايجاد موفقيت در زندگي؛ نوشته است. با هم بخوانيم : این اصل، زندگی شما را دگرگون خواهد کرد (یا حداقل، روش شما در عکس‌العمل به مسائل را متحول خواهد کرد). این اصل چیست؟ 10% از زندگی، آن چیزی است که برای ما اتفاق می‌افتد... و …
ادامه مطلب

بیخودی پیچیده نکن

جای علامت سوال چه عددی می‌گذارید؟   5 = 1   25 = 2   125 = 3   625 = 4    ? = 5   .   .   .   برای مشاهده جواب پائین بروید...   ولی قبل از آن که جواب را ببینید، دوباره فکر کنید…   .   .   .   .   .   .   .   .   .   . …
ادامه مطلب

مراقب خانه ای که می سازید باشید.

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد . یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت . پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند . صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر …
ادامه مطلب

قدرت تمرکز و رسیدن به هدف

رامان یوگی استاد مسلم هنر تیر اندازی با کمان بود. روزی، محبوب ترین شاگردش را به دیدن هنرنمایی اش دعوت کرد. شاگردش بیش از صد بار این برنامه را دیده بود؛ اما تصمیم گرفت از دستور استادش اطاعت کند. به بیشه ای در کنار صومعه رفتند: به درخت بلوط زیبایی رسیدند و رامان، از میان حلقه گل دور گردنش، گلی برداشت و روی شاخه ای گذاشت. بعد خورجینش را باز …
ادامه مطلب

برای شاد زیستن استراتژی داشته باشید.

  ما اعتقاد داریم که انسانهای شاد و غمگین از بدو تولد این گونه بوده اند. اما حقیقت این است که خود افراد کارهایی را انجام می دهند که موقعیت روحی و روانی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد و این تعیین کننده است. زمانی که انسانهای شاد، به روی خوشی ها و شادی ها آغوش باز می کنند انسان های غمگین و ناراحت خود را با انجام دادن …
ادامه مطلب

شاد بودن یک انتخاب است

   پیرمردی 92 ساله که سر و وضع مرتبی داشت در حال انتقال به خانه سالمندان بود همسر 70 ساله‌اش به تازگی درگذشته بود و او مجبور بود خانه‌اش را ترک کند. پس از چند ساعت انتظار در سرای خانه سالمندان، به او گفته شد که اتاقش حاضر است. پیرمرد لبخندی بر لب آورد.. همین طور که عصا زنان به طرف آسانسور می‌رفت، به او توضیح دادم که اتاقش خیلی …
ادامه مطلب

من کور هستم، لطفا کمک کنید

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.» روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و چیز …
ادامه مطلب

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش